استقراروش انسان شناسی



       وقتی صحبت از نوعيت انسان می شود (سجده/1) بشر خوانده می شود که طبيعيون و فيزيولوژيستها از آن صحبت می کنند، و يا انسان خوانده می شود همچنانکه شاعر و فيلسوف از آن صحبت می کند. اين انسان دارای سه خصوصيت است،

1) خودآگاه (عدد 1)

رابطه اصلی با خدا بدو ن هيچ دغدغه ای، خودآگاهی عبارت است از الف) ادراک کيفيت و سرنوشت خويش؛ ب) کيفيت و سرشت ساختمان جهان؛ ج) کيفيت و سرشت رابطه خويش با جهان. انسان به ميزانی که به اين سه اصل آگاهی رسيد، انتخاب کننده می شود.

  2)  انتخاب کننده

              اين موجودی است که می تواند در طبيعت بر خلاف طبيعت و بر خلاف نظامی که بر او حاکم است و حتی بر خلاف نيازهای روزمره و ضرورتهای بدنی و روانيش عصيان کند. مثلاً دست به خود کشی می زند، که به قول مولانا

              "  اينکه گوئی اين کنم يا آن کنم                    خود دليل اختيار است ای صنم"

اسراء (آيات 18 تا 20)، رعد (11)، نحل (114)، عنکبوت (40)، فصلت (47 و 17)، دهر(2)، کهف (29)، روم (41) و شوراء (20)، انسان به ميزانی که انتخاب می کند انسان است و آفريننده.

3) آفريننده :        

"و همينگونه ما روح (فرشته بزرگ) خود را به فرمان خويش برای وحی به تو فرستاديم و از آن پيش که وحی رسد نه دانستي کتاب خدا چيست و نه درک کردي که راه ايمان کدام است، لکن ما آن کتاب و شرع را نور (وحی و معرفت) گردانيديم که هرکس از بندگان خود را بخواهيم به آن نور هدايت می کنيم و اينک تو (که به نور وحی ما هدايت يافتی) خلق را به راه راست هدايت خواهی کرد؛ شوری/52"

خلقت (هنری، صنعتی و ...) همه تجلی بعد سوم روح انسانی (آفرينندگی) است. "لا تخلقوا باخلاق الله".

عدد يک و اين همان سير انسان کامل از نظر عرفا است که سير انسان کامل را در چهار سفر می دانند الف) سفر انسان از خود به خدا (عدد 1)

ب) سفر انسان همراه خدا در خدا (شناخت خدا) 

ج) سفر انسان همراه خدا (نه به تنهائی) به خلق خدا 

د) سفر انسان همراه خدا در ميان خلق خدا برای نجات خلق خدا 

 

 

طراحی توسط مرتضی